معمار آرزوها ; زمان معمار است

پرنده لب تنگ ماهی نشسته بود, به ماهی می گفت: سقف قفست شکسته چرا پرواز نمی کنی!


 
صفحــات وبــلاگ:: ابتدا 2 3 4 5 6 4 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 ...

 اصل داشتن شبستان و ورودگاه

در هیچ یک از آیین‏های مختلفی که تا امروزه بشر آن‏ها را به تجربه دریافته و درک کرده است، ورود به حرم و خروج از محدوده «تجربه بی واسطه روحانی»، بی مقدمه و مؤخره فرض نشده است. کمتر آیینی می‏توان یافت که در آن، انسان پرستنده به ساحت حرم پای گذارد بی‏آن که قبل از ورود، واجد آمادگی‏های روحی و جسمی شود بر اساس مفروضه‏های معنویِ بیش‏تر آیین‏ها، برای ورود به حرم و واقع‏شدن در «محدوده روحانی بی‏واسطه»، ابتداباید در محیطی بینابین قرارگرفت.

جهانِ‏بیرونِ حرم و محدوده آن، جهانی است که تا حدود زیادی خالی از محرّک‏ها و انگیزه‏سازی‏های معنوی است و مکان اصلی حرم نیز، جهانِ خالصِ پرستش و جایگاه مورد خطاب واقع شدن است؛ یعنی جهانِ نابِ روحانی. به همان‏سان که نمی‏توان شیشه را از ظرف آب سردی به یک‏باره خارج کرد و در ظرف آب گرم فروبرد، نمی‏توان توقع داشت ورود از جهان «بیگانه با معنویت» یا خالی از جواهر معنوی و روحانی، به جهان نابِ روحانیت و محیطِ خالصِ پرستش (توجه کنید: مکان رمزی حضورِ خدا در صبیعت) نیز بی مقدماتی ممکن باشد.


 این مقدمات باید در محیط و جایگاهی بینابین و واسطی محقق شوند، تا پرستنده بتواند در حرم اصلی مورد خطاب واقع شود. مکانِ واسطِ منظور شده در بیش‏تر حرم‏ها (تقریبا متعلق به همه آیین‏ها)، «شبستان» یا «محل ورود» است؛ با شکل‏های مختلف و گاه متفاوت آن.

نفس وجود شبستان در پیرامون حرم، آن‏گونه که گفتیم، غیر از خصوصیت آماده‏سازی روحانی برای ورود به حرم، واجدِ رمزی دیگر نیز هست. پرستنده‏ای که در حرمِ امن مورد خطاب واقع شده است و کیفیت روحانی برای او حاصل شده است، خروج بی‏واسطه‏اش از حرم و وارد شدن به محیط طبیعی بیرون نیز، ممکن است خالی از مخاطراتی برای او نباشد. او همان‏گونه که باید (و لزوما این‏گونه می‏شود) قبل از ورود خود را آماده سازد و با تأمل و مشاهده مؤلفه‏های روحانی، برای ورود تمهید مقدمه کند، برای خروج نیز باید مقدماتی را به انجام رساند و یا حداقل در معرض آن‏ها قرار گیرد.

او نمی‏تواند بی‏واسطه به بیرون حرم پا گذارد، چرا که خطر از دست رفتن کیفیات روحانی حاصله، برای او زیاد می‏شود و ممکن است به‏سان همان شیشه در معرض هوای نابرابر بشکند. در واقع اصل داشتن محل ورود و شبستان برای ورود و خروجِ مرتبه‏ای و غیر یکباره «به حرم» و «از حرم» است تا از نفسانیتِ پیش از ورود کاسته شود و روحانیت حاصله از حضور در حرم نیز ـ که محصول عبادت و پرستش و مکالمه با وجود مقدس ازلی است (به زبان آیین‏های مختلف) ـ به اندازه بیش‏تری در جان پرستنده نهادینه شود.

در آیین ساخت حرم، شکل شبستان‏ها و ورودی‏ها بسته به مقتضیات و اصول آیین‏ها و ادیان مختلف، متفاوت است. در معابد مسیحی (کلیسا) محل ورود یا شبستان، بیشتر شکل، جزیی از اصل بنا را دارد. گاه در کلیساهای قرون گذشته، راهروهای ورودی، سردرها، محیط‏هایی، شبیه پاگرد یا راهرو یا دالان مانند، دیده می‏شد، که با تصویر و شمایل‏های نگاشته شده از مسیح و باکره مقدس و تصاویر مشابه دیگر، آذین یافته بود و در واقع نوعی حضور روحانی و فضای متفاوت با بیرون را ایجاد کرده بود. ا

ز آن گذشته در کلیسا فاصله بین محل ورود تا مقابل جایگاه پدر مقدس، (در شکل صلیب گون کلیسا، خط افقیِ جایِ کوبِش دستها بر صلیب) خود فاصله‏ای شبستان‏گونه به‏شمار می‏رود، در واقع مکانی برای ایجاد آمادگی روحانی و قرار گرفتن در حریم حرم.

افزون بر این، در کلیساهای مسیحی قرون جدید، استفاده از پیکره‏های تراشیده در ورودی‏ها و اصل مکان حرم نیز انگیزه‏ای دیگر برای حضور قلب بیش‏تر به‏شمار می‏رود و در واقع قرار گرفتن در حرم و محیطِ امن گفتگو، از پسِ گذشتن از برابر تصاویر، شمایل‏ها و پیکره‏های مقدس به همراه استماع طنین غیرهمیشگی موسیقی و سرودهای مقدس صورت می‏گیرد. آن چه در ساخت معابد هندو و بودایی در مورد شبستان صادق است، در واقع محیط‏هایی گاه سرسبز و آزادی است، که با پیکره‏های تراشیده از سنگ، تطهیر گاه‏ها و (معمولاً) پله‏هایی که به معبد منتهی می‏شوند. در واقع در سنت‏های هندو و بودایی معابد (حرم‏ها) فاقد دریچه‏هایی هستند که به بیرون راه داشته باشند.

درهای کوچک تنها منفذ موجود در آنها است، و شبستان یا محل ورود، به‏طور عموم فضای نسبتا باز و آزادی، است که در اطراف معبد وجود دارد و محل عبور و گذر از جهان بیرون به محیط اصلی حرم یا معبد است. تزیین و در واقع «انگیزه‏سازهای» روحانی نیز که نقش محرک‏های روحانی را در این‏گونه معابد بر عهده دارند، به‏طور عموم پیکره‏های تراشیده شده از سنگ و در دوران کهن‏تر چوب می‏باشند که یا متعلق به پیکره بودا با همان خصوصیات همیشگی (دستی رو به زمین به نشانه تسلط و دستی دیگر بر دادن، که در آن «کاسه چوبی برنج کدیه» قرار دارد) هستند و یا تصاویری از جانوران و موجوداتِ (به نظر) عجیب‏الخلقه که هر کدام حاوی رمزی از آموزه‏های مقدس آیین هندو یا بودا هستند؛ و اشاره به قوه‏ای از قوای طبیعت و فرا طبیعت دارند. قابل ذکر است که در حرمِ معابد هندو، از تصاویری نیز استفاده می‏شود که غالبا بیشتر «تصاویر آمیزشی» هستند. این آمیزش نشانه و رمزی از خلقت را به زبان فراطبیعی نشان می‏دهد؛ که در معابد هندوی قدیم فراوان‏تر دیده شده است.

درواقع نشانه‏ای از جرثومه اولیه و چگونگی تشکیل حیات و خلقت که شامل تصاویر حیوانات عجیب‏الخلقه رمزی و گاه حیواناتی با صورت به ظاهر انسان دیده می‏شود. اسلام به‏عنوان آیینِ خاتم، در مسئله شبستان و محل ورود نمونه کامل‏تری از آن‏چه گذشت را به دست می‏دهد. محققان هنر مقدسِ معماری اسلامی، در آن‏چه تاکنون درباره مساجد نگاشته‏اند، همواره به تقسیم‏بندی فضا و محیط، در ساخت مساجد اسلامی توجه خاصی نشان داده‏اند. در ساخت مساجد اسلامی عنوان حرم، جایگاه مقدسی است که پیش‏تر به آن اشاره شد. اما شبستان در بناهای اصلی مساجد (مثل مساجد جامع در کشورهای مختلف و شهرها و حتی گاه در روستاها) مقدمه‏ای ضروری در ساخت مساجد به‏شمار می‏رود: شبستان یا محل ورود در سنت اسلامی ساخت مساجد، خلوت‏گاه اولیه مومن برای واقع شدن در حریم اصلی حرم است. این ورودی‏ها که گاه بر اساس وسعت مساجد تاچند شبستان ازدیاد پیدا می‏کنند، مکانهای «خرّم» و «خنک» معنوی هستند و در واقع محل ورود به جهانی برتر از جهان بیرون است.

حتی در معماری مساجد شرق جهان اسلام (مثل الجزایر و مراکش) که پیچیدگی معماری آن‏ها نسبت به غرب جهان اسلام زیادتر است، شبستان‏ها عظیم‏تر و باشکوه‏تر به‏چشم می‏آیند. در این شبستان‏ها از تصاویر، شمایل‏های مقدس و پیکره‏های تراشیده از سنگ یا چوب خبری نیست؛ چرا که احدیت در عین انضمام با تمام هستی، بر اساس دیدگاه نظری اسلام، امری است مجرّد و منتزع از ماده، که پرداختن آن در صورت یک شمایل یا پیکره مقدس، از کمال آن می‏کاهد در عوض از ابتدای ورود و سهل است که از ابتدای نظر کردن به مساجد اسلامی، کلمات خداوند که نمونه و رمز حضور کلامی خداوند در زمین هستند و بر اساس دیدگاه اسلامی این تنها نوع حضور و ظهور خداوند (غیر از دیدگاه‏های متفرقه در این زمینه) در زمین می‏باشد، به چشم می‏آیند که نوعی آمیزش روحانی با اسلیمی‏ها و طرح‏های دیگر پیدا کرده‏اند و در زمینه کاشی‏های صیقل‏خورده یا سنگ‏های رنگارنگ. (معمولاً با ترکیبی از رنگ‏های فیروزه‏ای: نشانه آسمان، سبز: نشانه طبیعت و سفید: علامت نور الهی) نقش شده‏اند. هنر مقدس در منظر اسلام چیزی بیش از شرافت دادن روحانی به ماده است و این شرافت روحانی که از اتصال روح هنرمند با ملکوت و ماوراء طبیعت منبعث می‏شود، چون به دلیل منع پیکره‏تراشی و شمایل‏نگاری نمی‏تواند در ماده خاصی مثل سنگ یا چوب به شکل صورت یا پیکره‏ای طبیعی و فیزیکی (تجسیم) شکل یابد، ناگزیر در کلام بی‏واسطه خداوند نقش می‏بندد و از این‏جاست که هنرِ هنرمند مسلمان، در خوشنویسی و کتابتِ کلمات خداوند و نقش بستن و پیرایه‏زدن بر این کلمات، شکوفا می‏شود و این‏ها همه آذینی می‏شود برای ورودی‏ها، شبستان‏ها و اطراف درها و مقصوره‏ها و... به همین‏رو وقتی وارد مسجد اسلامی می‏شویم، سر درِ ورودی‏ها که منتهی به حیاط بیرونی بنا می‏شود با کلمات خداوند، اسماء خداوند و صفات او رخ می‏نماید که در هاله‏ای از اسلیمی‏ها و گل‏ها و بوته‏های مختلف بر کاشی‏ها و آجرها نقش بسته است.

به همان‏سان که در سنت مسیحی یا بودایی و هندو، مجسمه‏ها و پیکره‏ها و شمایل‏ها و تصاویر، نشانه عظمت و روحانیت هستند و تمهیدکننده ورود و بعد از ورود نیز محرک معنوی پرستنده، به همان‏سان کلمات خوشنویسی شده بر بالای ورودی‏ها، صحن شبستان و اطراف محراب و جای جای حرم اسلامی، «نمایشگر شطّ باشکوه و قدرتمند کلام الهی» و قدرت وجودی بی‏ناب و متعالی او هستند. اگر در مسیحیت و بودا و هندو اصل تصویر وجودی خدا به واسطه شمایل‏نگاری و پیکره‏سازی از مسیح و بودا و باکره مقدس، تجلی می‏یابد، در اسلام تصویر وجودی خدا، در کلام مقدس او و بازآفرینی انتزاعی و معنوی این کلام شکل پیدا می‏کند. و بدین‏سان مسلمان با درک حضور در شبستان پیرامون حرم و راز و نیاز برای ورود به حرم و یا خروج از محدوده حضور و تکلم بی‏واسطه آماده می‏شود و از نفس خود می‏کاهد و برای مبارزه بر نفس آماده می‏شود
تبیان.نت


نظرات [] نويسنده : حسن ابوالقاسمی - ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/٩/۸   |   لينک ثابت
صفحــات وبــلاگ:: ابتدا 2 3 4 5 6 4 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 ...

  اطلس معماری اطلسی      کلیک کنید...